هوالله الخالق الباری المصور
دومین سالی بود که ازدواج کرده بودند
روز زن بود به همراه خانومش اومدن خونه ما، شیرینی گرفته بود تبریک گفتند و بعد خوردن چای ومیوه یه پاکت پول بهم داد وگفت، آبجی روزت مبارک
گفتم ممنون اما کادو برا چیه؟
گفت شما خیییییلی زحمت منو کشیدی
خاصه تو جریان ازدواجم، و دیدم این روز بهترین روز برای تقدیر از شماست.
گفتم تو رو خدا احمد ول کن، اولا که وظیفه خواهری بوده، برا برادرام کار نکنم برای کی بکنم؟
دوما هم همسرم برام کادو گرفته و هم بچه هام وتشکر خالی گرچه نیازی نیست اما کفایت میکنه.
خلاصه هرچی من اصرار کردم نپذیرفت و ناراحت شد و برای اینکه دلخور نشه کادوشو ازش قبول کردم
و از اون به بعد هر سال احمد روز زن منو شرمنده میکرد،با محبت خالصانه ش بد عادتمون داد و امسال خیییییلی نبود فیزیکیش رو حس کردم.
اما همینکه شب میلاد خوابشو دیدم برام کافیه، همینکه شب میبینم احمدم یادمون هست خیلی خوشحالم، ان شاءالله سر سفره بی بی دو عالم مهمان باشند و ماهم مشمول دعای خیرش قرار بگیریم
خاطره به نقل از خواهر شهید مدافع احمد اعطایی
نشان گرفته دلم را کمان ابروی ماهت
دعا بکن که مبادا دل از نشانه بیفتد
فَاعـْتَبرُوا یعنی،مصطفی ثابت کرد باب شهادت باز است...
سخنرانی زینب گونه ی همسر والامقام شهید مصطفی صدر زاده (سید ابراهیم)
✅ شهادت مصطفی عزیزم برای محمد علی، فاطمه ،پدر و مادر گرامیشان ،من و تمام دوستانش سخت است
ولی...
آیا مگر ما از حضرت زینب(س)بالاتریم
مگر ما در روضه ها نمیگرییم که کاش در کربلا بودیم تا جوانانمان را به یاری امام حسین میفرستادیم. مگر نه این است که رهبرمان حضرت امام خامنه ای حسین زمان است.
و مگر نه این است که داعش فرزندان نحس آمریکا و صهیونیسم است یزید ها و شمرهای زمان هستند.
مگر قرآن نمیفرماید: فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ ...پس بهتر این است که مدافعان حرم نگذارند دوباره زینب کبری(س)اسیر شود
فَاعْتَبِرُوا یعنی....مصطفی فدای رهبر
نه تنها مصطفی بلکه...
همچو عاشقی هستم که بدنبال معشوق حاضر است خود را به هر آب وآتشی بزند
خیلی دوستت دارم
ولی اشکال من این است که خدایت را بیشتر از تو طالبم...
به هر حال با اینکه شهادتها تنم را می لرزاند وخانواده شهدا را جای خود می گذارم،
با اینکه دیدن همسر مظلوم شهید محمدخان
دایی با فرزند کوچکش
شهید عباس نظری با دو فرزندش
شهید مجتبی با مادرش
وشهید چهارم جوادنیا با همسرش
همه تنمان را می لرزاند، ولی ما حاضریم بچشیم این سختی ها را تا درخت اسلام لحظه یی نلرزد...
نامه مرحوم فهیمه بابائیان پور به همسر شهیدش غلامرضا صادق زاده
برگرفته از کتاب نامه های فهیمه_ کتاب دفاع مقدس
_________________________________________________
واینک همسران ومادران شهدای مدافع هستند که راه همچون "فهیمه ها" را ادامه میدهند...
درود ورضوان خدا بر مادران وهمسران شهدا